حراج!

اسب و ماهی

تومان38,000 تومان31,900

رمان اسب و ماهی

برشی از کتاب

اسب آن‌هم توی آسمان؟ آن‌وقت‌ها که مامان برایم از آسمان قصه می‌گفت، همیشه حرف پری‌ها بود‌‌.‌‌.‌‌. نگفته بود یک عالمه اسب توی آسمان می‌دوند و زین ‌‌و افسار هم ندارند‌‌. بین خودمان باشد، من هم توی قلبم اسبی دارم‌‌. پای اسبم می‌‌لنگد‌‌. شیهه می‌کشد‌‌. گوشه‌ای از قلبم افتاده و دارد درد می‌کشد‌‌. تو بگو، راحتش کنم؟

پشت جلد:

چقدر او مرا یاد ستاره می‌اندازد که همیشه بی‌دغدغه و بی‌اضطراب بود‌‌. ستاره قدر زندگی و شادی‌هایش را می‌دانست‌‌. یادم هست یک بار که داشتیم از مدرسه برمی‌گشتیم، او چترش را بالای سرمان گرفته بود و من داشتم برایش از مهمانی دیشب می‌گفتم که یکهو چتر از دستش رها شد روی زمین خیس افتاد‌‌. دعاوار دست‌هایش را بهم چسباند و قاصدکی را توی دست‌هایش محصور کرد‌‌. چترش را برداشتم و صدایش کردم‌‌: «ستاره!»
دستش را باز کرد و قاصدک را نشانم داد و با صدای آرامی گفت‌‌: «ببین‌‌.‌‌.‌‌. خبر خوش تو راهه.»
بعد هم دست‌هایش را روبه‌روی دهانش گرفت و با بیرون دادن یک‌باره نفسشان را به هوا فرستاد‌‌. من هم که حرف ستاره برایم حجت بود منتظر خبر خوش بودم اما فردایش با موتور تصادف کرد و یک هفته خانه‌نشین شد و من از همان وقت بود که به قاصدک‌ها ظنین شدم‌‌.

اسب و ماهی، سردرگمی‌ها و سرخوردگی‌های دختر جوانی را واگویه می‌کند که مدام میان دیروز و امروزش تاب می‌خورد و اتفاقات گذشته را به یاد می‌آورد.
اسب و ماهی روایت‌گر زخم است و دست‌هایی که مرهم دارند…

رمان اسب و ماهی

رمان ایرانی

نویسنده:سحر رستمی هرمز

شابک: ۹-۰۲-۶۳۴۴-۶۲۲-۹۷۸

قیمت: ۳۸۰۰۰ تومان

تعداد صفحه: ۳۰۸

نقاشی و طراحی جلد: آزاده سرلک

ناشر: نفیر

🆔 @nafirpublications

توضیحات

اسب و ماهی

برشی از کتاب

اسب آن‌هم توی آسمان؟ آن‌وقت‌ها که مامان برایم از آسمان قصه می‌گفت، همیشه حرف پری‌ها بود‌‌.‌‌.‌‌. نگفته بود یک عالمه اسب توی آسمان می‌دوند و زین ‌‌و افسار هم ندارند‌‌. بین خودمان باشد، من هم توی قلبم اسبی دارم‌‌. پای اسبم می‌‌لنگد‌‌. شیهه می‌کشد‌‌. گوشه‌ای از قلبم افتاده و دارد درد می‌کشد‌‌. تو بگو، راحتش کنم؟

پشت جلد:

چقدر او مرا یاد ستاره می‌اندازد که همیشه بی‌دغدغه و بی‌اضطراب بود‌‌. ستاره قدر زندگی و شادی‌هایش را می‌دانست‌‌. یادم هست یک بار که داشتیم از مدرسه برمی‌گشتیم، او چترش را بالای سرمان گرفته بود و من داشتم برایش از مهمانی دیشب می‌گفتم که یکهو چتر از دستش رها شد روی زمین خیس افتاد‌‌. دعاوار دست‌هایش را بهم چسباند و قاصدکی را توی دست‌هایش محصور کرد‌‌. چترش را برداشتم و صدایش کردم‌‌: «ستاره!»
دستش را باز کرد و قاصدک را نشانم داد و با صدای آرامی گفت‌‌: «ببین‌‌.‌‌.‌‌. خبر خوش تو راهه.»
بعد هم دست‌هایش را روبه‌روی دهانش گرفت و با بیرون دادن یک‌باره نفسشان را به هوا فرستاد‌‌. من هم که حرف ستاره برایم حجت بود منتظر خبر خوش بودم اما فردایش با موتور تصادف کرد و یک هفته خانه‌نشین شد و من از همان وقت بود که به قاصدک‌ها ظنین شدم‌‌.

اسب و ماهی، سردرگمی‌ها و سرخوردگی‌های دختر جوانی را واگویه می‌کند که مدام میان دیروز و امروزش تاب می‌خورد و اتفاقات گذشته را به یاد می‌آورد.
اسب و ماهی روایت‌گر زخم است و دست‌هایی که مرهم دارند…

اسب و ماهی

رمان ایرانی

نویسنده:سحر رستمی هرمز

شابک: ۹-۰۲-۶۳۴۴-۶۲۲-۹۷۸

قیمت: ۳۸۰۰۰ تومان

تعداد صفحه: ۳۰۸

نقاشی و طراحی جلد: آزاده سرلک

ناشر: نفیر

🆔 @nafirpublications

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “اسب و ماهی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *