پانزده سگ

تومان33,000

پانزده سگ
آندره الکسیس

برنده‌ی جایزه‌ی گیلر

برگی_از_کتاب: با‌اینکه تولید کردن صدای بله برایش دشوار بود، ولی آن را با خودش تمرین کرده بود، به همراه صدای نه و تعداد زیادی از کلمات مهم دیگر. از آن گذشته، سر تکان دادن به نشانه‌‎ی موافقت و سر از چپ به راست حرکت دادن به نشانه‎‌‌ی مخالفت را تمرین کرده بود. وقتی زن پرسید آیا خوراکی می‏‌خواهد یا نه، او مطمئن نبود که کدام‏‌یک مؤثرتر است: سر تکان دادن به علامت موافقت یا «بله»‏ی گفتاری. چند لحظه بعد از «بله» گفتن، هنوز مطمئن نبود چون زن خشکش زده بود و به او خیره شده بود. مجنون که از عکس‌‏العمل زن گیج شده بود، مستقیم به چشمان او نگاه کرد، سرش را تکان داد و دوباره گفت:
«بله.»
زن شروع کرد به تندتند نفس کشیدن، و بعد روی زمین افتاد. چند دقیقه‌‎ای بی‌‏حرکت بود. مجنون که نمی‌‏دانست چه انتظاری از او می‏‌رود -هرگز با این بی‏‌حرکتی ناگهانی انسانی روبه‌‏رو نشده بود- سرش را پایین آورد، موهای روی پنجه‏‌اش را لیسید و منتظر شد ببیند چه اتفاقی می‌‏افتد. بعد از مدتی، زن تکانی خورد و زیر لب با خودش چیزی گفت. بعد بلند شد. مجنون فکر کرد شاید مطمئن نیست که حرف مرا درست فهمیده یا نه. به زن نگاه کرد، سرش را تکان داد و گفت:
«خوراکی.»
این بار، زن جیغ کشید و وحشت‌‎زده از اتاق فرار کرد.

نام کتاب: پانزده سگ

ناشر: نفیر

سال چاپ: 1395

نویسنده: آندره الکسیس

مترجم: سید میثم فدائی

نوبت چاپ: دوم

تیراژ: 1000

قیمت: ۳۳۰۰۰ تومان

شابک: 4-0-94416-600-978

توضیحات

پانزده سگ
آندره الکسیس

برگی_از_کتاب: با‌اینکه تولید کردن صدای بله برایش دشوار بود، ولی آن را با خودش تمرین کرده بود، به همراه صدای نه و تعداد زیادی از کلمات مهم دیگر. از آن گذشته، سر تکان دادن به نشانه‌‎ی موافقت و سر از چپ به راست حرکت دادن به نشانه‎‌‌ی مخالفت را تمرین کرده بود. وقتی زن پرسید آیا خوراکی می‏‌خواهد یا نه، او مطمئن نبود که کدام‏‌یک مؤثرتر است: سر تکان دادن به علامت موافقت یا «بله»‏ی گفتاری. چند لحظه بعد از «بله» گفتن، هنوز مطمئن نبود چون زن خشکش زده بود و به او خیره شده بود. مجنون که از عکس‌‏العمل زن گیج شده بود، مستقیم به چشمان او نگاه کرد، سرش را تکان داد و دوباره گفت:
«بله.»
زن شروع کرد به تندتند نفس کشیدن، و بعد روی زمین افتاد. چند دقیقه‌‎ای بی‌‏حرکت بود. مجنون که نمی‌‏دانست چه انتظاری از او می‏‌رود -هرگز با این بی‏‌حرکتی ناگهانی انسانی روبه‌‏رو نشده بود- سرش را پایین آورد، موهای روی پنجه‏‌اش را لیسید و منتظر شد ببیند چه اتفاقی می‌‏افتد. بعد از مدتی، زن تکانی خورد و زیر لب با خودش چیزی گفت. بعد بلند شد. مجنون فکر کرد شاید مطمئن نیست که حرف مرا درست فهمیده یا نه. به زن نگاه کرد، سرش را تکان داد و گفت:
«خوراکی.»
این بار، زن جیغ کشید و وحشت‌‎زده از اتاق فرار کرد.

نام کتاب: پانزده سگ

ناشر: نفیر

سال چاپ: 1395

نویسنده: آندره الکسیس

مترجم: سید میثم فدائی

نوبت چاپ: دوم

تیراژ: 1000

قیمت: ۳۳۰۰۰ تومان

شابک: 4-0-94416-600-978

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “پانزده سگ”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *